ناصر الدين شاه قاجار

37

روزنامه سفر مازندران ( فارسى )

يك مرتبه ديدم مرال نر بسيار بزركى آمد شاخهاى بسيار بلند و در هر شاخى ده قلّاج داشت بناظم خلوت كفتم بوليخان بكو باز شاخ بزند كه مرال نزديك‌تر بيايد شاخ زد هشتاد قدمى من ايستاد و بعل داد من تصوّر كردم شايد نزديكتر از آن نيايد و ملتفت شده فرار كند همانطور كه نشسته بودم تفنك كلوله‌زن ته‌پر را بمرال خالى كردم يقين كردم